اختلالات حسی در کودکان چیست؟ آیا تا به حال متوجه شدهاید که فرزندتان به صداهای بلند واکنش بیش از حد نشان میدهد؟ یا شاید دوست ندارد لباس خاصی بپوشد، یا در محیطهای شلوغ ناآرام میشود؟ اگر این موارد برایتان آشناست، ممکن است کودک شما دچار اختلالات پردازش حسی باشد.
اختلالات حسی در کودکان یا همان SPD (Sensory Processing Disorder)، نوعی ناتوانی عصبی هستند که در آن مغز کودک نمیتواند اطلاعات حسی دریافتی از محیط (مثل صدا، نور، لمس، بو، مزه و حتی حس تعادل) را به درستی پردازش کند. این به آن معناست که کودک یا بیش از حد به تحریکات واکنش نشان میدهد (بیشحسی)، یا کمتر از آنچه باید (کمحسی)، یا بهطور مداوم به دنبال محرکهای حسی خاصی میگردد (جستوجوی حسی).
در گذشته، بسیاری از والدین تصور میکردند که این رفتارها فقط “لوسبازی” یا “دمدمیمزاج بودن” است، اما امروزه میدانیم که این رفتارها میتوانند نشانههایی از یک اختلال واقعی باشند. اختلالات حسی ممکن است در کودکان کاملاً سالم رخ دهند، اما اغلب در کودکانی که به اوتیسم، ADHD یا سایر مشکلات رشدی مبتلا هستند نیز دیده میشوند.
تشخیص بهموقع و مداخله زودهنگام، میتواند تأثیر بزرگی در بهبود کیفیت زندگی این کودکان داشته باشد. کودکانی که اختلال حسی دارند، اغلب نیاز به محیطهای آرام، ساختار یافته و حمایت مناسب از سوی والدین، معلمان و درمانگران دارند.
درک سیستم حسی بدن کودک
برای اینکه بهتر بتوانیم اختلالات حسی را درک کنیم، باید ابتدا با عملکرد سیستمهای حسی بدن آشنا شویم. بدن ما دارای هفت سیستم حسی اصلی است (برخی منابع به هشت یا حتی نه سیستم اشاره میکنند). این سیستمها به مغز کمک میکنند تا اطلاعات دریافتی از محیط را پردازش کرده و پاسخ مناسبی به آنها بدهد.
سیستمهای حسی اصلی چیستند؟
بینایی (Visual): اطلاعات دریافتی از طریق چشمها.
شنوایی (Auditory): صداهایی که از محیط اطراف شنیده میشود.
لامسه (Tactile): حسی که از طریق پوست و تماس فیزیکی دریافت میشود.
چشایی (Gustatory): حس مزهها.
بویایی (Olfactory): درک بوهای مختلف.
حس عمقی یا پُروپریوسِپتیو (Proprioception): احساس موقعیت و حرکت عضلات و مفاصل بدن.
دهلیزی (Vestibular): مربوط به تعادل و حرکت سر و بدن.
تفاوت بین پردازش حسی طبیعی و اختلال در آن
در کودکان با پردازش حسی طبیعی، مغز بهطور خودکار و بدون تلاش زیاد، اطلاعات حسی را دریافت کرده، دستهبندی میکند و پاسخ متناسب را ارسال میکند. اما در کودکان دارای اختلال پردازش حسی، این فرآیند دچار اختلال میشود. برای مثال، ممکن است کودک نسبت به صدای جاروبرقی یا بوق ماشین، واکنش شدیدی نشان دهد و گوشهایش را بگیرد، در حالی که دیگران بهسادگی آن را نادیده میگیرند.
در برخی کودکان، مغز اطلاعات حسی را بیش از حد یا کمتر از حد واقعی دریافت میکند. در نتیجه، آنها یا واکنشهای شدید و اغراقآمیزی به محرکها نشان میدهند (مثل فرار از نور یا لمس شدن)، یا اصلاً واکنشی ندارند (مثل عدم پاسخ به نام خود).
مثالی برای درک بهتر:
فرض کنید در حال رانندگی هستید و ناگهان باران شدیدی میگیرد. برفپاککن را روشن میکنید، چراغها را تنظیم میکنید و سرعتتان را کم میکنید. حال تصور کنید که مغزتان نمیتواند اطلاعات دریافتی از چشمان، گوشها و حس تعادل را بهدرستی تفسیر کند. نمیدانید چقدر باران شدید است، یا صدای برفپاککنها گیجتان میکند. این همان تجربهای است که کودکان دارای اختلال حسی با آن دست و پنجه نرم میکنند، اما هر روز و در زندگی روزمرهشان.
پردازش حسی درست، یکی از پایههای یادگیری، تمرکز، تعامل اجتماعی و رشد سالم کودک است. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این سیستم میتواند تأثیرات قابل توجهی بر رفتار و رشد کودک داشته باشد.
انواع اختلالات حسی در کودکان
اختلالات حسی فقط به یک نوع محدود نمیشوند. هر کودک ممکن است یکی یا ترکیبی از انواع مختلف این اختلالات را تجربه کند. بهطور کلی، متخصصان اختلالات حسی را به سه نوع اصلی تقسیم میکنند:
۱. بیشحسی (Hypersensitivity)
در این حالت، کودک به محرکهای حسی خیلی بیشتر از حد معمول واکنش نشان میدهد. مغز او اطلاعات حسی را “بیشازحد” پردازش میکند، گویی که این اطلاعات تهدیدی جدی هستند.
نشانههای رایج بیشحسی:
- حساسیت شدید به صداهای بلند مثل جاروبرقی، دستزدن، یا صدای زنگ.
- اجتناب از نور زیاد یا صفحههای روشن.
- نخوردن غذاهای با بافت خاص (مثل گوشت، پوره، یا خوراکیهای ترد).
- دوست نداشتن لمس شدن یا بغل گرفتن.
- واکنش شدید به بوی مواد غذایی یا محصولات شیمیایی.
- پوشیدن لباس خاص یا برچسبدار برای کودک آزاردهنده است.
برای این کودکان، دنیای بیرون میتواند مانند یک کنسرت پر سر و صدا، با نورهای زننده و لباسهای خراشدهنده باشد. آنها همیشه در حال تلاشاند تا از این هجوم حسی فرار کنند.
۲. کمحسی (Hyposensitivity)
در این حالت، کودک کمتر از حد معمول به اطلاعات حسی واکنش نشان میدهد. به عبارت سادهتر، مغز او ورودیهای حسی را بهخوبی دریافت نمیکند یا نمیفهمد که به آنها پاسخ دهد.
نشانههای رایج کمحسی:
- بیتفاوتی نسبت به درد (مثلاً زمین خوردن بدون گریه).
- ناتوانی در تشخیص دمای سرد یا گرم.
- علاقه به حرکات تند و شدید، مانند پریدن یا تاب خوردن.
- لمس زیاد اشیاء و دیگران.
- مکیدن یا گاز گرفتن اشیاء یا حتی خودش.
این کودکان ممکن است به دنبال تحریک بیشتر باشند تا بتوانند همان سطحی از آگاهی حسی را تجربه کنند که دیگران به راحتی دارند.
۳. جستوجوی حسی (Sensory Seeking)
کودکان جستوجوگر حسی همیشه در حال “شکار محرکهای حسی” هستند. آنها به دنبال تحریکات بیشتر میگردند تا بتوانند احساس راحتی کنند.
نشانههای جستوجوی حسی:
- پریدن بیوقفه از مبلها و تخت.
- فشار دادن خود به اجسام یا دیگران.
- لمس مکرر اشیاء و آدمها.
- عاشق بازیهای پرتحرک مثل چرخیدن، دویدن، تاب خوردن.
- ایجاد سر و صدای زیاد بدون دلیل.
این رفتارها ممکن است در نگاه اول بهعنوان بیشفعالی یا ADHD تعبیر شوند، اما در واقع میتواند نوعی اختلال حسی باشد.
ترکیب انواع مختلف اختلال حسی
برخی کودکان فقط یک نوع اختلال دارند، اما بسیاری از آنها ترکیبی از بیشحسی، کمحسی و جستوجوی حسی را تجربه میکنند. مثلاً کودکی ممکن است به لمس بیشحساس باشد ولی در عین حال به صدا بیتفاوت باشد و برای حرکت بیشتر هیجانزده شود.
شناخت این تفاوتها برای والدین، معلمان و درمانگران حیاتی است، چرا که تنها با درک درست نوع اختلال میتوان برنامه درمانی مناسب تنظیم کرد.
نشانههای شایع اختلالات حسی در کودکان
شناسایی اختلالات حسی گاهی چالشبرانگیز است، زیرا علائم آنها میتواند شبیه به بسیاری از اختلالات دیگر مثل ADHD یا اوتیسم باشد. همچنین، هر کودک ممکن است این اختلال را به شکلی متفاوت تجربه کند. اما برخی نشانههای رایج وجود دارند که میتوانند زنگ خطرهایی برای والدین و مراقبان باشند.
بیشتر والدین اولین نشانههای اختلال حسی را در خانه مشاهده میکنند، مخصوصاً زمانی که کودک در محیطی آشنا و امن قرار دارد. این علائم ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- اجتناب از لباسهای خاص: کودک از پوشیدن جوراب، لباسهایی با پارچه زبر یا تنگ اجتناب میکند. حتی ممکن است برچسب لباسها را غیرقابل تحمل بداند.
- حساسیت به صداها: کودک از صداهایی که برای دیگران عادیست، مثل سشوار، جاروبرقی یا صدای فریاد در خانه، وحشت میکند یا گوشهایش را میگیرد.
- مشکلات در غذا خوردن: ترجیح دادن غذاهای خاص با بافت نرم یا اجتناب از غذاهایی با طعم تند، بافت خشن یا بوی قوی.
- واکنش شدید به لمس: کودک ممکن است از در آغوش گرفتن، دست دادن یا حتی لمسهای ناگهانی ناراحت شود.
- رفتارهای تکراری: مثل تکان دادن دستها، چرخیدن به دور خود یا حرکتهای ناگهانی بدون دلیل.
نشانهها در مدرسه یا محیطهای اجتماعی
اختلالات حسی ممکن است در محیطهای اجتماعی نیز خود را نشان دهند و کودک در تعامل با دیگران دچار چالش شود:
- مشکلات در تمرکز و نشستن در کلاس: کودک ممکن است دائم روی صندلی جابهجا شود یا نتواند تمرکز کند، زیرا مغزش به صورت مداوم درگیر پردازش محرکهای محیطی است.
- اجتناب از بازیهای گروهی: کودک ممکن است از فعالیتهایی مثل توپبازی، تاب خوردن، یا بازی با دوستان دوری کند، مخصوصاً اگر با محرکهای حسی مثل صدا یا لمس همراه باشد.
- رفتارهای پرخاشگرانه یا انزواطلبانه: گاهی کودک برای مقابله با محرکهای بیش از حد، پرخاشگر میشود یا خود را از جمع کنار میکشد.
- عدم هماهنگی حرکتی: مثلاً افتادن مکرر، سختی در بستن بند کفش یا استفاده از قاشق و چنگال.
چه عواملی باعث اختلالات حسی در کودکان میشوند؟
یکی از مهمترین سوالاتی که ذهن والدین را درگیر میکند این است: چرا فرزند من دچار اختلال حسی شده است؟ حقیقت این است که دانش پزشکی هنوز به درک کامل و قطعی از علت دقیق این اختلال نرسیده، اما تحقیقات متعدد نشان دادهاند که اختلال پردازش حسی میتواند ناشی از ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیطی و رشد عصبی باشد.
۱. عوامل ژنتیکی
مطالعات نشان دادهاند که احتمال ابتلا به اختلالات حسی در کودکانی که والدین یا بستگان نزدیکشان دارای مشکلات عصبی یا روانی (مانند اضطراب، اوتیسم، ADHD) بودهاند، بیشتر است. به نظر میرسد که برخی الگوهای ژنتیکی خاص میتوانند بر نحوه رشد و تکامل مغز و سیستم عصبی کودک تأثیر بگذارند.
شواهد ژنتیکی شامل:
- سابقه خانوادگی اوتیسم یا اختلالات رشدی دیگر.
- اختلالات عصبی مشابه در خواهر و برادرها.
- تغییرات ژنتیکی که بر ارتباط بین سلولهای عصبی تأثیر میگذارند.
البته این موضوع به معنی قطعی بودن انتقال این اختلال از والد به فرزند نیست، اما میتواند ریسک آن را افزایش دهد.
۲. عوامل محیطی
محیطی که کودک در آن رشد میکند، بهخصوص در دوران بارداری و نوزادی، نقش بزرگی در شکلگیری و عملکرد سیستم عصبی دارد.
برخی عوامل محیطی که میتوانند خطر را افزایش دهند:
- قرار گرفتن مادر در معرض سموم، مواد مخدر، الکل یا سیگار در دوران بارداری.
- تولد زودرس (نارس بودن نوزاد).
- آسیبهای مغزی هنگام زایمان یا بعد از آن.
- قرارگیری کودک در محیطهای بسیار پرتحریک یا بسیار کمتحریک (مثل نبود تعامل کافی در سالهای اولیه زندگی).
نوزادانی که در بخش NICU بستری بودهاند یا کودکانی که در سالهای ابتدایی زندگیشان دچار کمتوجهی یا سوءرفتار شدهاند نیز ممکن است در معرض خطر بیشتری برای اختلالات حسی باشند.
۳. اختلال در رشد مغز و اعصاب
در برخی موارد، ساختار و عملکرد مغز کودک ممکن است به گونهای باشد که اطلاعات حسی را بهدرستی پردازش نکند. این موضوع میتواند به دلیل رشد نامنظم بخشهایی از مغز باشد که وظیفه تفسیر و پاسخ به ورودیهای حسی را دارند؛ بهویژه در نواحیای مانند:
مخچه (Cerebellum): که با تعادل و هماهنگی حرکت در ارتباط است.
تالاموس (Thalamus): که اطلاعات حسی را به نواحی مختلف مغز منتقل میکند.
قشر حسی مغز (Sensory Cortex): مرکز پردازش اصلی اطلاعات حسی.
اگر ارتباط بین این نواحی دچار اختلال شود، کودک ممکن است نتواند به محرکهای محیطی واکنش مناسبی نشان دهد.
۴. ارتباط با اختلالات دیگر
اختلال حسی میتواند به تنهایی رخ دهد، اما اغلب با سایر اختلالات عصبی-رشدی همراه است. از جمله:
اوتیسم (ASD): بیش از ۹۰٪ کودکان مبتلا به اوتیسم، درجاتی از اختلالات حسی را نشان میدهند.
ADHD: برخی کودکان بیشفعال یا دارای نقص توجه، رفتارهایی مشابه جستوجوی حسی دارند.
اختلالات یادگیری: مشکلات در پردازش اطلاعات حسی میتواند بر یادگیری خواندن، نوشتن یا ریاضیات تأثیر بگذارد.
اختلالات اضطرابی: اضطراب مزمن میتواند واکنشهای حسی را شدیدتر کند یا برعکس
راهکارهای درمانی برای اختلالات حسی
کاردرمانی با رویکرد یکپارچگی حسی (Sensory Integration Therapy)
اصلیترین و مؤثرترین نوع درمان برای اختلالات حسی، کاردرمانی تخصصی با تمرکز بر یکپارچگی حسی است. در این نوع درمان، کودک در محیطی کاملاً کنترلشده در معرض محرکهای حسی مختلف قرار میگیرد و یاد میگیرد که چگونه به آنها واکنش مناسب نشان دهد.
در کاردرمانی چه کارهایی انجام میشود؟
بازیهای حرکتی برای تحریک حس تعادل (مانند تاب خوردن، پرش، چرخش روی توپهای بزرگ).
تمرینهای لمسی با مواد مختلف (ماسه، کف، آرد، آب، پارچه).
استفاده از فشار عمقی برای آرامسازی (مثل پتوی سنگین یا آغوشهای فشاری).
تمرینهای برای بهبود هماهنگی چشم و دست، حرکات ظریف انگشتان، و کنترل عضلات بدن.
برنامه حسی
کاردرمانگر ممکن است برای کودک شما یک برنامه حسی (Sensory Diet) طراحی کند. این رژیم، شامل مجموعهای از فعالیتهای حسی روزانه است که به کودک کمک میکند تنظیم بهتری در واکنشهای حسی داشته باشد.
مثالهایی از فعالیتهای برنامه حسی:
- دویدن و پریدن صبحها قبل از رفتن به مدرسه.
- نشستن روی توپ تعادلی هنگام انجام تکالیف.
- بازی با خمیر بازی یا آرد برای تحریک حس لامسه.
- استفاده از هدفون حذف صدا در محیطهای شلوغ.
- نوشیدن مایعات با نی برای تحریک دهانی.
- بغلهای محکم در زمانهایی که کودک بیقرار است.
بازی درمانی با رویکرد حسی
بازیدرمانی مخصوص کودکان با اختلالات حسی، ترکیبی از بازیهای خلاقانه و تمرینهای جسمانیست. این بازیها کمک میکنند کودک در فضایی غیررسمی و لذتبخش با چالشهای حسی روبهرو شود.
مثالهایی از بازیهای حسی:
- بازی با ژلها یا کفهای رنگی.
- پریدن در استخر توپ.
- نقاشی با انگشت.
- “قایمباشک” حسی با پیدا کردن اشیاء در جعبه پر از برنج یا لوبیا.
- تونلهای بازی برای تحریک تعادل و حس عمقی.




