اضطراب جدایی در کودکان یکی از رایج‌ترین چالش‌هایی است که والدین با آن روبرو می‌شوند، مخصوصاً در سال‌های اولیه رشد کودک. اگر کودک شما هر بار که می‌خواهید از خانه خارج شوید، گریه می‌کند، جیغ می‌زند، یا حتی به شما می‌چسبد، احتمالاً با اضطراب جدایی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این موضوع نه‌تنها برای کودک، بلکه برای والدین نیز می‌تواند تجربه‌ای پر از احساس گناه، نگرانی و سردرگمی باشد.

اما آیا این اضطراب طبیعی است؟ در چه سنی باید نگران شد؟ چگونه می‌توان آن را مدیریت کرد؟ اگر شما هم دنبال پاسخ این پرسش‌ها هستید، ادامه این مقاله می‌تواند چراغ راهتان باشد. اضطراب جدایی، بخشی از مراحل طبیعی رشد است، اما گاهی اوقات به یک اختلال جدی تبدیل می‌شود که نیاز به توجه تخصصی دارد.

اضطراب جدایی در کودکان نوعی احساس ترس یا نگرانی شدید است که کودک هنگام جدا شدن از والد یا مراقب اصلی‌اش تجربه می‌کند. این اضطراب ممکن است با شروع مهدکودک، مدرسه، یا حتی وقتی والدین برای چند دقیقه خانه را ترک می‌کنند، خودش را نشان دهد.

کودکان به طور طبیعی به مراقبانشان دلبستگی دارند. این وابستگی باعث احساس امنیت در کودک می‌شود. زمانی که این پیوند تهدید شود یا کودک احساس کند که تنها مانده، ممکن است واکنش‌هایی نشان دهد که به آن اضطراب جدایی می‌گوییم.

اضطراب جدایی در کودکان می‌تواند شامل گریه‌های شدید، بی‌قراری، امتناع از جدا شدن از والد، و حتی مشکلات جسمی مانند دل‌درد یا تهوع باشد. این واکنش‌ها بخشی از رشد طبیعی کودک محسوب می‌شوند، اما اگر شدت آن زیاد باشد یا مدت زیادی ادامه پیدا کند، ممکن است تبدیل به یک اختلال اضطرابی جدی شود.

اضطراب جدایی در کودکان چه زمانی طبیعی و چه زمانی غیرطبیعی است؟

تا حدی، اضطراب جدایی کاملاً طبیعی است، خصوصاً در کودکان بین ۸ تا ۱۴ ماه. در این سن کودک در حال شناخت مفهوم جدایی و پایداری شیء است و تازه متوجه می‌شود که والدین می‌توانند بروند و شاید برنگردند!

اما اگر این اضطراب بعد از ۶ سالگی ادامه یابد یا شدت آن زندگی روزمره کودک را مختل کند (مثلاً از رفتن به مدرسه امتناع کند، یا حتی خوابیدن بدون والد را رد کند)، ممکن است نشانه‌ای از یک اختلال اضطراب جدایی باشد. در این صورت باید با مشاور یا روان‌شناس کودک مشورت کرد.

نکته مهم این است که تشخیص صحیح بین اضطراب طبیعی و غیرطبیعی می‌تواند جلوی بسیاری از مشکلات بعدی را بگیرد. والدین باید به‌جای نادیده‌گرفتن یا تنبیه کودک، با دیدی آگاهانه و صبورانه رفتار کنند و در صورت نیاز از متخصصان کمک بگیرند.

علائم اضطراب جدایی در کودکان

رفتارهای کودک دچار اضطراب جدایی معمولاً بسیار آشکار و گاهی آزاردهنده هستند. برخی از رایج‌ترین نشانه‌های رفتاری عبارت‌اند از:

  • گریه شدید هنگام جدایی از والدین
  • چسبیدن افراطی به مادر یا پدر
  • امتناع از رفتن به مدرسه یا مهدکودک
  • ترس از اینکه برای والدین اتفاقی بیفتد
  • کابوس‌های شبانه با مضمون جدایی یا گم‌شدن
  • رفتارهای پرخاشگرانه هنگام تلاش برای جدا کردن کودک از مراقب اصلی
  • گریه‌های طولانی حتی پس از رفتن والدین

این رفتارها ممکن است در شرایط خاصی تشدید شوند؛ مثلاً وقتی کودک به یک محیط جدید وارد می‌شود یا زمانی که یکی از والدین سفر می‌رود. اگر این رفتارها بیشتر از چهار هفته ادامه داشته باشند و در فعالیت‌های روزانه کودک اختلال ایجاد کنند، به‌احتمال زیاد پای اختلال اضطراب جدایی در میان است.

کودکان اغلب توانایی بیان احساساتشان را ندارند، بنابراین احساس اضطراب ممکن است به شکل علائم جسمی بروز کند. برخی از شایع‌ترین این علائم جسمی عبارت‌اند از:

  • دل‌درد یا معده‌درد بدون علت پزشکی واضح
  • حالت تهوع یا استفراغ
  • سردرد مکرر
  • لرزش یا تپش قلب
  • بی‌خوابی یا بیدار شدن مکرر در شب
  • بی‌اشتهایی یا پرخوری عصبی

این نشانه‌ها می‌توانند والدین را به اشتباه بیندازند که کودک بیمار شده است، در حالی که منشأ آن‌ها روانی و عاطفی است. مراجعه به پزشک برای بررسی اولیه لازم است، اما اگر علائم پزشکی رد شد، باید به دنبال ریشه اضطرابی گشت.

دلایل اضطراب جدایی در کودکان

عوامل ژنتیکی و بیولوژیکی

برخی از کودکان ذاتاً حساس‌تر و آسیب‌پذیرتر از دیگران هستند. تحقیقات نشان می‌دهند که ژن‌ها در بروز اضطراب نقش دارند. اگر یکی از والدین یا بستگان نزدیک سابقه اختلالات اضطرابی داشته باشند، احتمال بروز اضطراب جدایی در کودک افزایش می‌یابد.

از سوی دیگر، عدم تعادل در برخی از انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین و دوپامین نیز می‌تواند منجر به حساسیت بیشتر کودک نسبت به استرس و اضطراب شود. همچنین ساختارهای خاصی در مغز مانند آمیگدالا و هیپوکامپ نقش مهمی در درک تهدید و واکنش‌های اضطرابی دارند. اگر این مناطق بیش‌فعال باشند، احتمال بروز واکنش‌های شدیدتر در مواجهه با جدایی بیشتر خواهد بود.

عوامل محیطی و خانوادگی

محیط خانواده، نحوه تربیت و تجربیات اولیه کودک نیز نقش کلیدی در شکل‌گیری اضطراب جدایی دارند. برخی از این عوامل عبارت‌اند از:

روابط وابسته افراطی: کودکانی که همیشه در کنار والدین بوده‌اند و تجربه جداشدن را نداشته‌اند، بیشتر مستعد اضطراب جدایی هستند.

تجربه‌های استرس‌زا: مرگ یکی از نزدیکان، طلاق، بیماری یکی از والدین، یا تغییرات بزرگ (مانند اسباب‌کشی) می‌توانند اضطراب را تشدید کنند.

نگرانی یا اضطراب والدین: اگر والدین خود دچار اضطراب باشند و این حس را به کودک منتقل کنند، احتمال بروز اضطراب در کودک نیز افزایش می‌یابد.

سبک فرزندپروری کنترل‌گر یا محافظت‌کننده افراطی: والدینی که به کودک اجازه تجربه جدایی نمی‌دهند، ناخواسته او را وابسته و نگران بار می‌آورند.

سنین شایع بروز اضطراب جدایی

نوزادی تا یک سالگی
اضطراب جدایی
معمولاً از حدود ۸ ماهگی شروع می‌شود و تا یک سالگی به اوج می‌رسد. در این سن، کودک به تدریج متوجه می‌شود که والدین می‌توانند از دید او خارج شوند و این جدایی باعث نگرانی‌اش می‌شود. در این مرحله، واکنش‌های کودک شامل گریه هنگام ترک والد، چسبیدن شدید، و امتناع از خوابیدن در غیاب والدین است. این واکنش‌ها معمولاً طبیعی هستند و با رشد کودک و تجربه‌های مثبت از بازگشت والد، کاهش می‌یابند.

دوران پیش‌دبستانی و مدرسه
شروع مهدکودک یا مدرسه یکی از مهم‌ترین زمان‌هایی است که اضطراب جدایی می‌تواند خود را نشان دهد. کودک باید برای اولین بار برای چند ساعت از والد جدا شود و در محیطی ناآشنا قرار گیرد. در این سن، اضطراب می‌تواند به شکل امتناع از رفتن به مدرسه، بهانه‌گیری، و حتی علائم جسمی مانند دل‌درد ظاهر شود. اگر والدین با صبوری و حمایت برخورد کنند، این دوره به‌مرور کاهش می‌یابد، اما اگر اضطراب شدید و مداوم باشد، نیاز به مداخله روان‌شناس کودک خواهد بود.

تفاوت اضطراب جدایی با سایر اختلالات اضطرابی

مقایسه با اختلال اضطراب عمومی

بسیاری از والدین، وقتی نشانه‌هایی مثل دل‌درد یا امتناع از رفتن به مدرسه را در کودک می‌بینند، گمان می‌کنند که او فقط مضطرب است یا ممکن است دچار “اختلال اضطراب عمومی” باشد. اما این دو اختلال تفاوت‌های مهمی با هم دارند.

در اختلال اضطراب جدایی، تمرکز اصلی اضطراب کودک بر ترس از جدایی از والد یا مراقب است. کودک ممکن است نگران باشد که برای والدش اتفاق بدی بیفتد، یا اینکه دیگر هرگز او را نبیند. این ترس‌ها اغلب به شکل مقاومت شدید برای جدا شدن از خانه یا مراقب بروز می‌کنند.

در مقابل، کودک مبتلا به اختلال اضطراب عمومی ممکن است نگرانی‌های گسترده‌تری داشته باشد، مانند نگرانی درباره عملکرد در مدرسه، روابط با دوستان، بیماری، آینده، یا حتی مسائل جهانی مثل زلزله! در واقع اضطراب کودک در اختلال اضطراب عمومی به موضوع خاصی محدود نمی‌شود و ممکن است تمام جنبه‌های زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد.

از طرفی، علائم جسمی هم در این دو اختلال متفاوت است. در اضطراب جدایی، دل‌درد یا تهوع معمولاً هنگام جدایی از والد بروز می‌کنند، اما در اضطراب عمومی ممکن است در هر لحظه از روز بدون دلیل مشخصی ظاهر شوند.

تشخیص صحیح تفاوت بین این دو، نقش مهمی در انتخاب درمان مناسب دارد. هر چند گاهی اوقات، کودکان می‌توانند هم‌زمان دچار هر دو اختلال باشند.

تفاوت با فوبیاهای اجتماعی

فوبیای اجتماعی یا اضطراب اجتماعی یکی دیگر از اختلالات شایع دوران کودکی است، اما نباید آن را با اضطراب جدایی اشتباه گرفت. در فوبیای اجتماعی، کودک از حضور در جمع یا موقعیت‌های اجتماعی می‌ترسد؛ مثلاً صحبت کردن در کلاس، شرکت در فعالیت‌های گروهی یا حتی غذا خوردن جلوی دیگران برایش سخت است.

در حالی که اضطراب جدایی بر ترس از تنها ماندن و نبود والد تمرکز دارد، اضطراب اجتماعی بیشتر درباره ترس از قضاوت یا مورد توجه قرار گرفتن توسط دیگران است. کودک ممکن است نگران باشد که مورد تمسخر قرار گیرد یا کاری اشتباه انجام دهد.

از نظر رفتاری، کودک دارای اضطراب جدایی ممکن است فقط در موقعیت‌های جدا شدن از خانه دچار مشکل شود، ولی کودک دارای فوبیای اجتماعی ممکن است در تمام موقعیت‌های اجتماعی دچار اضطراب و ترس باشد.

این تفاوت‌ها باعث می‌شوند که راهکارهای درمانی نیز متفاوت باشند. مثلاً در درمان اضطراب جدایی بیشتر بر تمرین تدریجی جدا شدن و تقویت احساس امنیت کودک تمرکز می‌شود، در حالی که درمان فوبیای اجتماعی معمولاً شامل تمرین مهارت‌های اجتماعی، اصلاح افکار منفی و بالا بردن اعتماد به نفس است.

نقش والدین در مدیریت اضطراب جدایی در کودکان

نقش والدین در کاهش یا افزایش اضطراب جدایی انکارناپذیر است. کودک، اولین بار حس امنیت را از تعامل با والدین دریافت می‌کند. بنابراین شیوه‌ی برخورد والدین با این اضطراب، می‌تواند تأثیر مستقیم بر شدت و طول مدت آن داشته باشد.

مهم‌ترین رفتاری که والدین باید انجام دهند، نشان دادن همدلی و درک است. کودکی که احساس کند ترس‌هایش دیده و پذیرفته می‌شوند، بهتر می‌تواند با آن‌ها مقابله کند. سرزنش یا نادیده گرفتن احساسات کودک، تنها باعث شدت گرفتن اضطراب می‌شود.

در عین حال، والدین نباید اجازه دهند اضطراب کودک کنترل کامل بر زندگی روزمره پیدا کند. مثلاً اگر کودک از رفتن به مدرسه امتناع می‌کند، والد نباید فوراً تسلیم شده و او را در خانه نگه دارد. در عوض، باید با برنامه‌ریزی تدریجی و حمایت عاطفی، کودک را به ادامه فعالیت‌ها تشویق کرد.

همچنین والدین باید از انتقال اضطراب خود به کودک جلوگیری کنند. کودکانی که والدین مضطربی دارند، معمولاً خود نیز به اضطراب دچار می‌شوند. والدین باید الگوی آرامش و اعتماد به نفس باشند.

اشتباهات رایج والدین

برخی رفتارها، هرچند با نیت خوب انجام می‌شوند، اما می‌توانند اضطراب جدایی را تشدید کنند. برای مثال:

  • خداحافظی‌های طولانی یا پنهانی: این رفتارها باعث سردرگمی کودک می‌شوند. بهتر است والدین با لبخند، اطمینان و آرامش خداحافظی کنند و زمان بازگشت را برای کودک روشن سازند.
  • برگشتن به کودک هنگام گریه: اگر والد هنگام خداحافظی چند بار برگردد، کودک یاد می‌گیرد که با گریه و فریاد می‌تواند والد را نگه دارد.
  • ترساندن یا تهدید کودک: مثل گفتن جمله‌هایی مثل “اگر گریه کنی دیگه نمیام دنبالت”، فقط اضطراب کودک را عمیق‌تر می‌کند.
  • محافظت افراطی: والدینی که نمی‌گذارند کودک با موقعیت‌های جدید روبرو شود، ناخواسته او را وابسته‌تر می‌سازند.
  • با اجتناب از این اشتباهات و تمرین رفتارهای صحیح، والدین می‌توانند نقش مؤثری در کاهش اضطراب جدایی فرزندشان داشته باشند.

تکنیک‌های خانگی برای کاهش اضطراب جدایی

برای کاهش اضطراب جدایی در کودکان، برخی تمرین‌ها می‌توانند بسیار مؤثر باشند. این تمرین‌ها به کودک کمک می‌کنند تا به تدریج به جدایی عادت کند و احساس امنیت بیشتری پیدا کند:

  • تمرین‌های کوتاه مدت جدایی: در ابتدا، جدایی‌های کوتاه‌مدت در خانه انجام دهید. مثلاً مادر به اتاق دیگر برود و بعد از چند دقیقه بازگردد. این تمرین باعث می‌شود کودک بفهمد که مادر همیشه بازمی‌گردد.
  • بازی‌های تقلیدی: بازی‌هایی مانند “قایم‌باشک” یا “دالی موشه” به کودک کمک می‌کنند تا مفهوم ناپدید شدن و بازگشت را درک کند.
  • ساخت روتین خداحافظی: خداحافظی‌های قابل پیش‌بینی و تکراری به کودک حس کنترل و امنیت می‌دهند.
  • استفاده از اشیاء انتقالی: یک عروسک یا وسیله‌ی خاص که کودک آن را دوست دارد، می‌تواند هنگام جدایی به او آرامش بدهد.
  • ترسیم داستان‌های جدایی: نقاشی کردن یا تعریف داستان‌هایی که در آن شخصیت اصلی با موفقیت جدایی را تجربه می‌کند، تأثیرگذار است.

محیط خانه باید جایی باشد که کودک در آن احساس امنیت، اعتماد و محبت کند. والدین باید از طریق تعاملات مثبت و محبت‌آمیز، کودک را به استقلال تشویق کنند. چند نکته مهم:

  • به کودک احساس ارزش بدهید؛ او باید بداند که حتی در زمان جدایی، عشق و توجه والدین باقی می‌ماند.
  • با کودک درباره احساساتش صحبت کنید. مثلاً بپرسید: “می‌خوای درباره نگرانی‌هات حرف بزنی؟”
  • کودک را برای تلاش‌هایش تحسین کنید، نه فقط برای نتایج. مثلاً بگویید: “می‌دونم سخت بود بری مهد، ولی خیلی خوب تلاش کردی.”
  • از تشویق‌های کلامی، لمس محبت‌آمیز و تماس چشمی استفاده کنید تا به کودک قوت قلب بدهید.

چه زمانی باید به روان‌شناس کودک مراجعه کرد؟

اگرچه اضطراب جدایی در بسیاری از کودکان یک مرحله گذرا است، اما در برخی موارد به مرحله‌ای می‌رسد که نیاز به مداخله تخصصی دارد. والدین باید نسبت به علائمی که فراتر از اضطراب طبیعی هستند حساس باشند. برخی از این نشانه‌ها عبارت‌اند از:

  • اضطراب شدید که بیش از چهار هفته ادامه پیدا کند
  • امتناع کامل از رفتن به مدرسه، مهدکودک یا حتی منزل بستگان
  • بروز حملات پانیک یا نشانه‌های جسمی شدید مانند استفراغ‌های مکرر، تب‌های روان‌زاد یا درد مزمن معده
  • مشکلات خواب مداوم، کابوس‌های شبانه تکراری یا ترس از تنها خوابیدن
  • گریه‌های روزانه هنگام جدا شدن، حتی پس از گذشت مدت زمان طولانی
  • نگرانی وسواسی درباره سلامتی یا امنیت والدین

در چنین شرایطی مراجعه به روان‌شناس کودک یا متخصص سلامت روان کودکان ضروری است. روان‌شناس با استفاده از ارزیابی‌های دقیق و گفت‌وگو با کودک و والدین، می‌تواند ریشه اضطراب را شناسایی و برنامه درمانی مناسب ارائه دهد.

درمان زودهنگام، مانع از مزمن شدن مشکل و تأثیر آن بر سایر ابعاد زندگی کودک می‌شود. تأخیر در درمان ممکن است باعث شود اضطراب به سایر حوزه‌های زندگی کودک (تحصیل، روابط اجتماعی، اعتماد به نفس) نفوذ کند.

چه نوع درمان‌هایی استفاده می‌شود؟

روان‌شناسان از روش‌های گوناگونی برای درمان اضطراب جدایی استفاده می‌کنند. رایج‌ترین این روش‌ها عبارت‌اند از:

  • درمان شناختی-رفتاری (CBT): پرکاربردترین و مؤثرترین روش درمان اضطراب جدایی است. در این روش کودک یاد می‌گیرد افکار نگران‌کننده خود را شناسایی و با آن‌ها مقابله کند. همچنین از طریق تکنیک‌هایی مانند مواجهه تدریجی با ترس، اعتماد به نفس کودک تقویت می‌شود.
  • بازی‌ درمانی: مخصوص کودکان کم‌سن‌تر است. در بازی‌درمانی کودک از طریق بازی احساسات خود را بیان می‌کند و روان‌شناس از این طریق به بررسی افکار و ترس‌هایش می‌پردازد.
  • آموزش والدین: درمان اغلب شامل جلساتی با والدین نیز هست تا آن‌ها رفتارهای صحیح، نحوه حمایت، و راهکارهای مدیریت اضطراب کودک را بیاموزند.
  • درمان خانوادگی: در برخی موارد که مشکل ریشه در روابط خانوادگی دارد، روان‌شناس درمان را به‌صورت خانوادگی پیش می‌برد.

در موارد شدید، ممکن است داروهای ضداضطراب برای مدت محدود نیز تجویز شوند، اما معمولاً به‌عنوان آخرین گزینه درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند و تنها با تجویز روان‌پزشک.

فهرست
مشاوره رایگان و رزرو آنلاین نوبت